










|
چه کسی می گوید گرانی شده است؟ دوره ی ارزانیست. دل ربودن ارزان دل شکستن ارزان.دوستی ارزان دشمنیها ارزان چه شرافت ارزان. تن عریان ارزان.آبرو قیمت یک تکه نان و دروغ از همه چیز ارزانتر قیمت عشق چه قدر کم شده است!کمتر از آب روان! و چه تخفیف بزرگی خورده است قیمت هر انسان چشم هام ...... چـــشم هایــم را بــه بیــمارســـتــان می بَـــرم. . . نمــی دانــم چــه مـــرگــشان شــده!!. . . . هـــرشـــب در خـــواب. . . جــایشان را خــــــیس مـــی کــنند. . . . تا حالا شده عاشق بشين؟؟؟ ميدونين عشق چه رنگيه؟؟؟ميدونين عشقق چه مزه اي داره؟؟؟ميدونين عشق چه بويي داره؟؟؟ ميدونين عاشق چه شکليه؟؟؟ ميدونين معشوق چه کار ميکنه با قلب عاشق؟؟؟ میدونين قلب عاشق براي چي ميزنه؟؟؟ ميدونين قلب عاشق براي کي ميزنه؟؟؟ ميدونين ...؟؟؟ اگه جواب اين همه سئوال رو ميخواين! مطلب زير رو بخونين .................وقتي يه روز ديدي خودت اينجايي و دلت يه جاي ديگه … بدون كه كار از كار گذشته و تو عاشق شدي طوري ميشه كه قلبت فقط و فقط واسه عشق مي تپه ، چقدر قشنگه عاشق بودن و مثل شمع سوختن همه چي با يک نگاه شروع ميشه اين نگاه مثل نگاهاي ديگه نست ، يه چيزي داره که اوناي ديگه ندارن ... محو زيبايي نگاهش ميشي ، تا ابد تصوير نگاهش رو توي قلبت حبس مي كني ، نه اصلا مي زاريش توي يه صندوق ، درش رو هم قفل مي كني تا كسي بهش دست نزنه. حتي وقتي با عشقت روي يه سكو مي شيني و واسه ساعتهاي متمادي باهاش حرفي نمي زني ، وقتي ازش دور ميشي احساس مي كني قشنگترين گفتگوي عمرت رو با كسي داري از دست ميدي. مي بيني كار دل رو؟ شب مي آي كه بخوابي مگه فكرش مي زاره؟! خلاصه بعد يه جنگ و جدال طولاني با خودت چشات رو رو هم مي زاري ولي همش از خواب ميپري ... از چيزي ميترسي ...صبح كه از خواب بيدار ميشي نه مي توني چيزي بخوري نه مي توني كاري انجام بدي ، فقط و فقط اونه كه توي فكر و ذهنت قدم مي زنه به خودت مي گي اي بابا از درس و زندگي افتادم ! آخه من چمه ؟ راه مي افتي تو كوچه و خيابون هر جا كه ميري هرچي كه مي بيني فقط اونه ، گويا كه همه چي از بين رفته و فقط اون مونده طوري بهش عادت مي كني كه اگه فقط يه روز نبينيش دنيا به آخر ميرسه وقتي با اوني مثل اينكه تو آسمونا سير مي كني وقتي بهت نگاه مي كنه گويا همه دنيا رو بهت ميدن گرچه عشق نه حرفي مي زنه و نه نگاهي مي كنه ! آخه خاصيت عشق همينه آدم رو عاشق مي كنه و بعد ولش مي كنه به امون خدا وقتي باهاته همش سرش پائينه تو دلت مي گي تورو خدا فقط يه بار نيگام كن آخه دلم واسه اون چشاي قشنگت يه ذره شده ديگه از آن خودت نيستي بدجوري بهش عادت كردي ! مگه نه ؟ يه روزي بهت ميگه كه مي خواد ببينتت سراز پا نمي شناسي حتي نميدوني چي كار كني ... فقط دلت شور ميزنه آخه شب قبل خواب اونو ديدي...خواب ديدي که همش از دستت فرار ميکنه ... هيچوقت براش گل رز قرمز نگرفتي ...چون بهت گفته بود همش دروغه تو هم نخواستي فکر کنه تو دروغ ميگي آخه از دروغ متنفره ... وقتي اون رو مي بيني با لبخند بهش ميگي خيلي خوشحالي که امروز ميبينيش ... ولي اون ...سرش رو بلند مي كنه و تو چشات زل ميزنه و بهت ميگه اومدم بهت بگم ، بهتره فراموشم كني ! دنيا رو سرت خراب ميشه همه چي رو ازت مي گيرن همه خوشبختيهاي دنيا رو بهش مي گي من … من … من از جاش بلند ميشه و خيلي آروم دستت رو ميبوسه ميذاره رو قلبش و بهت ميگه خيلي دوستت دارم وبراي هميشه تركت مي كنه ديگه قلبت نمي تپه ديگه خون تو رگات جاري نميشه يه هويي صداي شكستن چيزي مي آد دلت مي شكنه و تكه هاي شكستش روي زمين ميريزه دلت ميخواد گريه کني ولي يادت مي افته بهش قول داده بودي که هيچوقت به خاطر اون گريه نميکني چون ميگفت اگه يه قطره اشک از چشماي تو بياد من خودم رو نميبخشم ... دلت ميخواد بهش بگي چقدر بي رحمي که گريه رو ازم گرفتي ولي اصلا هيچ صدايي از گلوت در نمياد بهت ميگه فهميدي چي گفتم ؟با سر بهش ميگي آره!... وقتي ازش ميپرسي چرا؟؟؟ميگه چون دوستت دارم! انگشتري رو که تو دستته در مياري آخه خيلي اونو دوست داره بهش ميگي مال تو ... ازت ميگيره ولي دوباره تو انگشتت ميکنه ...ميگه فقط تو دست تو قشنگه... بعد دستت رو محکم فشار ميده و تو چشمات نگاه ميکنه و... بعد اون روز ديگه دلت نميخواد چشمات رو باز كني آخه اگه بازشون كني بايد دنياي بدون اون رو ببيني تو دنياي بدون اون رو مي خواي چي كار ؟ و براي هميشه يه دل شكسته باقي مي موني دل شكسته اي كه تنها چاره دردش تويي...
آن که پیاپی سخنتان را می بُرد، دلخوش به شنیدن سخن شما نیست { اُرد بزرگ} جایی که شمشیر هست آرامش نیست { اُرد بزرگ} نرم دلی و نرمش، منش آدمی و سنگدلی و سخت سری، منش اهریمن است { اُرد بزرگ} کسانی که با دیگران رو راست نیستند با خود نیز بدین گونه اند { اُرد بزرگ} خداوند یک شخص نیست بلکه تنها تجربه ای است که تمام هستی را به پدیده ای زنده مبدل می سازد؛ تنهایی او مطرح نیست. او با زندگی می تپد…! {اشو} امید جزیی از خوشبختی است. {ژوبر} حقیقت انکارناپذیر است. بدخواهی ممکن است به آن حمله کند. ممکن است نادانی آن را به استهزا بگیرد. اما سرانجام حقیقت پایدار خواهد بود. {سر وینستون چرچیل} { اُرد بزرگ} {امرسون} کار ما نماینگر قابلیت های ماست . { گوته }
اگه چشمات نبودن اگه چشمات نبودن ، دنیا این رنگی نبود ماه من ماه من غصه نخور زندگی جزر و مد داره . خداحافظ شبیه برگ پاییزی پس از تو قسمت بادم خداحافظ ولی هرگز نخواهی رفت از یادم خداحافظ واین یعنی در اندوه تو می میرم در این تنهایی مطلق که می بندد به زنجیرم وبی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد وبرف ناامیدی برسرم یکریز می بارد خداحافظ تو ای همپای شعرهای غزل خوانی خداحافظ به پایان آمد این دیدار پنهانی خداحافظ بی تو گمان کردی که می مانم؟ خداحافظ بدون من یقین دارم که می مانی! تا خدا .. . خداست الوسلام این منم مزاحمی که آشناست هزاردفعه این شماره را دلم گرفته است ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست شماکه گفته اید پاسخ سلام واجب است به ما که می رسد، حساب بنده هایتان جداست؟ الو.. ... دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد خرابی از دل من است یا که عیب سیم هاست؟!؟ چراصدایتان نمی رسد ... کمی بلندتر صدای من چطور؟خوب وصاف و واضح و رساست؟؟؟ اگر اجازه می دهی برایت درد و دل کنم شنیده ام که گریه بر همه ی درد ها شفاست... دل مرا بخوان بسوی خود تا سبک شوم پناهگاه این دل شکسته خانه ی شماست الو مراببخش،باز هم مزاحمت شدم دوباره زنگ می زنم دوباره تا خدا خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــداست دوباره . . . تا خدا خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــداست بعد من... تورو به خدا بعد من مواظب خودت باش گریه نکن آروم بگیر بفکر زندگیت باش غصم میشه اگه بفهمم داری غصه میخوری شکایت از کسی نکن با اینکه خیلی دلخوری دلت نگیره مهربون عاشقتم اینو بدون دلم گرفته میدونی از هم جدا کردنمون دل نگرونتم همش اگه خطا کردم ببخش بازم منو بخاطر تموم خوبیات ببخش منو ببخش...منو ببخش.. اصلا فراموشم کنو فکر کن منو نداشتی اینجوری خیلی بهتر بگو منو نخواستی برو بگو تنهایی رو خیلی زیاد دوسشداری اگه تو تنها بمونی با کسی کاری نداری کی می خواد مثل تو باشه کی می خواد مثل تو باشه ،مثل تو که بی نظیری مثه تو که با نگاهت ، منو از خودم می گیری کی می خواد مثل تو باشه ،مثل تو که تکیه گاهی تو به داد من رسیدی،توی تردید و سیاهی همه چی از تو شروع شد،همه چی با تو تمومه چرا دنیارو نبینم ، وقتی چشمات روبرومه عشق تو پناه آخر ، واسه قلب نیمه جونه کی می خواد مثل تو باشه ، کی مثه تو مهربونه وقتی که چشای خیسم، دیگه جایی رو نمی دید جزتوهیچ کس تو دنیا، حال وروزمو نفهمید همه چی از تو شروع شد،همه چی با تو تمومه چرا دنیارو نبینم ، وقتی چشمات روبرومه روی قبرم بنويسيد کبــــــــوتر شد و رفت تو را گم كرده ام امروز... مــــــــــرداب
يه شب باروني ،يه شب سياه و سرد كي ميدونه رفتنت با قلب بي كسم چه كرد ؟ تو بگو ترانه هام ، چرا اينجوري شدن ؟ چرا بعد تو پر از غصه و ويروني شدن؟ چرا خواستي كه بسوزوني دل ِ بي كسم و بگو چي گفتم و گفتي ؟، تو بگو گناهم و يكي مثه من همش تنهاييا همدمشن يكي مثه تو توي بي وفايي آخرشن چي بگم ؟ به كي بگم ؟ حرفايي كه پر از غمن واسه گفتن روزايي كه گذشت ، ثانيه ها خيلي كمن مي ترسم پشت اون نقاب زيبا تو نباشي مي ترسم كه دلم با اين حقيقت رو به رو شه برام نقش يه عاشق پيشه رو بازي كني و باز مي ترسم كه يهو براي من دست تو رو شه مثه ديوونه ها چشمامو بستم كه حقيقتو نبينم يه رازي پشت حرفاته كه هنوزم من ازش چيزي نفهميدم ولي اي كاش اتفاقاي زمونه جوري مي افتاد كه يه روز ميشد حتي تو خوابم شده آينده مو يك روزي من از نزديك مي ديدم حافـــــــظه ضعــــــــیف خوب به خودت نگاه كن ببين چي داري از من جز اينكه صد تا دنيا فاصله داري ازمن
فاصله مون يه دنياست پس انتها نداره ما مال هم نمي شيم تو روز و من ستاره نه قلب تو بند منه نه فكرمي هميشه بيا به هم دروغ نگيم اينجوري حل نميشه نه ياد من مونده نه تو كه قلب كي نحيفه مسلما بيشتر از اين حافظه مون ضعيفه مهم نبود از اول كه آخرش چي ميشه نگفته ها زياده اما اين آخريشه هر كي بخواد ميتونه تو قلب تو بشينه خوب به خودت نگاه كن فرق من و تو اينه
میدونی سخت ترین لحظه توی زندگی یه نفر چیه؟؟؟ وقتی بفهمی واسه کسی که تمام زندگیته فقط یه تجربه ای.
سلام بهانه من برای زندگی .... شب بود هوا خیلی تاریک بود هیچ صدایی جز صدای تالاپ تالاپ قلبش رو نمیشنید.باری که رو دوشش بود خیلی سنگین بود و تیشه ای هم که دستش بود پشتش رو زخمی کرده بود.آروم آروم با قدمهای شمرده راه میرفت هیچ صدایی نبود .تنها بود توی یه جایی مثل یه دشت بزرگ همه جا تاریک بود گهگداری پاش به تخته سنگها گیر میکرد و کله میشد اما زمین نمی خورد و به راهش ادامه میداد تنها چیزی که میشنید صدای تالاپ تالاپ قلبش بود... کاش بودی تا دلــــــــــم تنها نبود تا اسیر غصه فردا نبود
باران گــــــــــــریه پارسال با اون زیر بارون قدم میزدم و امسال اشک هایم شاهد قدم زدن اون با دیگری بود شاید گریه ی پارسال اشک های دختری دیگر بود
یک روز آموزگار از دانشآموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا میتوانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق، بیان کنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند: با بخشیدن، عشقشان را معنا میکنند. برخی؛ دادن گل و هدیه و برخی؛ حرفهای دلنشین را، راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند: با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی را، راه بیان عشق میدانند. در آن بین، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد. یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند، طبق معمول برای تحقیق بهجنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند. یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود. رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچکترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریاد زنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجههای مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند. داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد. راوی اما پرسید: آیا میدانید آن مرد در لحظههای آخر زندگیاش چه فریاد میزد؟ بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است! راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که، عزیزم، تو بهترین مونسم بودی. از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود. قطرههای بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند که ببر فقط به کسی حمله میکند که حرکتی انجام میدهد و یا فرارمیکند. پدر من در آن لحظه وحشتناک، با فدا کردن جانش، پیشمرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانهترین و بیریاترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود ○♥○آری وقتی عشق می آید، زبان حرفی برای گفتن ندارد شاید تو هم صدای سکوت را بشنوی و بتوانی آن را درک کنی. در این دنیا صدایی زیباتر و رساتر از سکوت نشنیدم و نخواهم شنید. صدایی که هر کسی را یارای شنیدن آن نیست و تنها می توان آن را با گوش دل شنید و نه با گوش تن. به این خاطر که وقتی با توام چه کسی میشوم. زندگی به ما آموخته که عشق در نگاه خیره به یکدیگر نیست، بلکه در یک سو نگریستن است.” در عشق حقیقی، کوتاهترین فاصله بسیار طولانی است و از طولانی ترین فاصله ها می توان پل زد عشق یعنی وقتی دور هستید دلتنگ شوید اما از درون احساس گرما کنید چون در قلبتان به هم نزدیکید.” اگر هر بار که لبخند بر لبانم می نشانی، می توانستم به آسمان بروم و ستاره ای بچینم، آسمان شب دیگر مثل کف دست بود.” بهترین و زیباترین چیزها در دنیا قابل دیدن و لمس کردن نیستند —باید آنها را با قلبتان احساس کنید. این عشق نیست که دنیا را می چرخاند، عشق چیزی است که چرخش آنرا ارزشمند می کند اگر معنای عشق را می فهمم، همه به خاطر توست.” با مداد رنگي روزه آمدنت را نقاشي ميکنم و جادهايه رفتنت را خط خطي! کسي برايه من نيست. بيا غلط هايه زندگيم را به من بگو و زيره اشتباهتم را خط بکش.بودنت مثله دريايي مرا در بر ميگيرد آنجا که تو هستي،مهيها هم نميتوانند بييند چه رسد به من..............................!!! کدام صبح ميايي؟ کدام چمدان ماله تست؟ کدام دست ترا به من ميرساند؟کدام روز ماله من ميشوي؟بيا که درده دلم را فقط تو ميفهمي
اوني كه يار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمي داد دل به هر كس نمي داد، دل مي گفت مقدسه عشق اون برام بسه ،از نگاش نفهميدم كه دروغه وهوسه، غصه خوردن نداره ،گريه كردن نداره، به يه قلب بي وفا دل سپردن نداره، آخر قصه چي شد، قلب اون مال كي شد اون كه از من پر گرفت چي مي خواستيم وچي شد، اوني كه مال تو بود اگه لايق تو بود تورو تنها نمي ذاشت، با خودت جا نمي ذاشت... اوني كه يار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمي داد دل به هر كس نمي داد زندگــــــــــــــــــــــــــــــی یک بازی درد آور است زندگـــــــــــــــــــی یک اول بی آخر است زندگــــــــــی کردیم اما باختیم کاخ خود را روی دریا ساختیم لمس باید کرد این اندوه را بر کمر باید کشید این کوه را زندگی را باهمین غمها خوش است باهمین بیش و همین کمها خوش است زندگی را خوب باید ازمود اهل صبرو غصه و اندوه بود زندگی یعنی چکیدن،همچو شمع از گرمی عشق زندگی یغنی لطافت ، گم شدن در معنی عشق زندگی یعنی دویدن بی امان در وادی عشق رفتن و آخر رسیدن بر در آبادی عشق عشـــــــــــــــــــــــــــــــق یعـــــــــــــــــــــــــــــــــــنی........
اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می شود . اگر واقعا عاشقش باشی ، در کنار او که هستید ، احساس امنیت می کنید . اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی با شنیدن صدایش ، ضربان قلب خود را در سینه حس می کنید . اگر واقعا عاشقش باشی ، زمانی که در کنارش راه می روید احساس غرور می کنید . اگر واقعا عاشقش باشی ، تحمل دوری اش برایتان سخت و دشوار است . اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی تصور بدون او زیستن برایتان دشوا ر است . اگر واقعا عاشقش باشی ، شیرین ترین لحظات عمرتان لحظاتی است که با او گذرانده اید . اگر واقعا عاشقش باشی ، حاضرید برای خوشحالی اش دست به هرکاری بزنید . اگر واقعا عاشقش باشی ، هر چیزی را که متعلق به اوست ، دوست دارید . اگر واقعا عاشقش باشی ، برای دیدن مجددش لحظه شماری می کنید . اگر واقعا عاشقش باشی ، حاضرید از خواسته های خود برای شادی او بگذرید . اگر واقعا عاشقش باشی ، به علایق او بیشتر از علایق خود اهمیت می دهید . اگر واقعا عاشقش باشی ، حاضرید به هرجایی بروید فقط او در کنارتان باشد . اگر واقعا عاشقش باشی ، ناخود آگاه برایش احترام خاصی قائل هستید . اگر واقعا عاشقش باشی ، واژه تنهایی برایتان بی معناست . اگر واقعا عاشقش باشی ، آرزوهایتان آرزوهای اوست . اگر واقعا عاشقش باشی ، در دل زمستان هم احساس بهاری بودن دارید . اگر واقعا عاشقش باشی ، با موفقیت و محبوبیت او شاد و احساس سربلندی می کنید . اگر واقعا عاشقش باشی ، او برای شما زیباترین و بهترین خواهد بود اگرچه در واقع چنین نباشد . اگر واقعا عاشقش باشی ، تحمل سختی ها برایتان آسان و دلخوشی های زندگیتان فراوان می شوند . اگر واقعا عاشقش باشی ، به همه چیز امیدوارانه می نگرید و رسیدن به آرزوهایتان را آسان می شمارید . اگر واقعا عاشقش باشی ، در مواقعی که به بن بست می رسید ، با صحبت کردن با او به آرامش می رسید . گر واقعا عاشقش باشی ، شادی اش برایتان زیباترین منظره دنیا و ناراحتی اش برایتان سنگین ترین غم دنیاست . به راستی دوست داشتن چه زیباست ،این طور نیست ؟ دفتر عشـــق كه بسته شـد
متنفرم از هر چیزی که زمان را به یاد من میاورد... و قبل از همه ی اینها
متنفرم
از انتظار ... از انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار متــــــنـــــفــــــرم
مردها کین گریه در فقدان همســــــــر میکنند خاک گورش را به کیسه، سوی منزل مـــیبرند ! چون مجانین! خیره بر دیوار و بر در مــیشوند روز و شب با عکــس او، پیوسته صحبت میکنند در میان گریههاشان، یک نظر! با قصد خیـــــر !! بعدِ چنـــدی کز وفات جانگــــــداز! او گذشـــت دلبری چون قرص ماه و خوشگل و کم سن و سال کــج نیندیشید!! فکــر همســــــر دیگر نیَند ! 2-چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید 3- به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند 4-سعی کنید انگشتان شصت را از هم جدا کنید. انگشت شصت نمایانگر والدین است. انگشت های شصت می توانند از هم جدا شوند زیرا تمام انسان ها روزی می میرند. به این صورت والدین ما روزی ما را ترک خواهند کرد. 5-لطفا مجددا انگشت های شصت را به هم متصل کنید. سپس سعی کنید انگشت های دوم را از هم جدا نمائید. انگشت دوم (انگشت اشاره) نمایانگر خواهران و برادران هستند. آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند. این هم دلیلی است که انها ما را ترک کنند. 6 -اکنون انگشت های اشاره را روی هم بگذارید و انگشت های کوچک را از هم جدا کنید. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است. دیر یا زود آنها ما را ترک می کنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند. 7-انگشت های کوچک را هم به روی هم بگذارید. سعی کنید انگشت های چهارم (همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار می دهیم) را از هم باز کنید. احتمالا متعجب خواهید شد که می بینید به هیچ عنوان نمی توانید آنها را از هم باز کنید. به این دلیل که آنها نماد زن و شوهری هستند که برای تمام عمر به هم متصل باقی می مانند. عشق های واقعی همیشه و همه جا به هم متصل باقی می
نگذار ذهنت بر قلبت حکمرانی کند ... عشق حقیقی مثل روح است، افراد زیادی درباره ی آن صحبت می کنند ، ولی تعداد معدودی آن را دیده اند . کلید قلب ، زندگی و روح من ... همه در دستان اوست . او مالک آن است فقط باید کلید را بچرخاند و بگذارد تا با تمامی شور و عشقم او را در بر گیرم. زندگی را بی عشق سپری کن غم بزرگی است . اما این تقریبا برابر است با غمی که زندگی را ترک کنی بدون اینکه به کسی که عاشقش هستی بگویی که دوستش دارید . گاهی در جستجوی چیزی هستید که نمی توانید آن را ببینید . گاهی قلب چیزی را می بیند که چشم ها قادر به دیدن آن نیستند . عشقی را داشتن و آن را از دست دادن بهتر از این است که هرگز عشقی نداشته باشی . اگر زمانی که به تو می اندیشم ، تک گلی بود ، می توانستم تا ابد در باغ افکارم قدم بزنم . در عشق افتادن مردم به گردن قوه ی جاذبه ی زمین نیست . در تو خود را گم می کنم ، بی تو خود را باز می یابم و دوباره به دنبال گم شدن ... عشق مانند ساعتی شنی است که با قلب لبریز و با مغز تهی می شود . هر کدام از ما چون فرشته ای با یک بال است . و تنها زمانی قادر به پرواز خواهیم بود که در آغوش هم باشیم . عشق عشق است ، از بین نمی رود . کسانی وارد زندگی ما می شوند و به سرعت بیرون می روند . افرادی برای لحظه ای کوتاه می آیند و جای پایشان بر روی قلب ما باقی خواهد ماند و ما هرگز دیگر آن فرد قبلی نخواهیم بود . مرد با چشم هایش عاشق می شود و زن با گوش هایش . عشق ورزیدن ، خود درس زندگی است . لذت عشق زمانی است که آن را نثار می کنی بیشتر از زمانی است کهن دریافتش می کنی . طریق دوست داشتنی هر چیز این است که بدانی ممکن است آن را از دست بدهی . قسمتی از وجود تو در من رشد کرده و ، تو خواهی دید ، تو و من برای همیشه ، هرگز از هم جدا نخواهیم شد . شاید در مسافت ولی در قلبمان هرگز . عشق با چشم هایش نمی بیند بلکه با فکرش می بیند از این رو خدای عشق بال زد و تار یکی را ترسیم کرد . بهتر است منفور باشی به خاطر چیزی که هستی تا محبوب باشی به خاطر چیزی که نیستی . بعضی از انسانها برای بدست آوردن عشق می میرند و بعضی برای از دست دادن آن . عشق مانند غنچه گل سرخ است ، می تواند پر از شکوفه شوئد یا به آرامی بمیرد . عشق مانند غنچه گل سرخ است ، می تواند پر از شکوفه شود یا به آرامی بمیرد . همانطور که به زیبایی تو خیره شده ام ، با خود می اندیشم ، هرگز فرشته ای را دیده ام که در ارتفاعی چنین پایین پرواز کند . کلمات دلنشین مانند شانه ی عسل هستند ، روح را حلاوت می بخشند و به جسم سلامتی می دهند . بیا و بگذار تا صبح از عشق لبریز شویم ، بیا خود را با عشق تسکین دهیم. چرا تلفظ عباراتی نظیر « خداحافظ » ، « پوزش می خواهم » و « دوستت دارم » چنین راحت است ، اما بیان کردنشان بسیار دشوار ؟ عشق ، اشتیاقی شدید برای شدیدا دوست داشته شدن است . عشق فرشته ای است در لباس هوس ... هرگز نمی توانیم کسی را که به او لبخند نزده ایم از ته دل دوست داشته باشیم . آتشی که عشق روشن می کند بسیار بیشتر از سردی و خاموشی ای است که تنفر به بار می آورد . هر لحظه ای که صرف عشق ورزیدن نشود ، به هدر می رود . عشق طریق مخصوص به خود را دارد . نمی توانم به تو نشان بدهم که دوستت دارم . زمان این را نشان خواهد داد . ازدواج زمانی کامل می شود که هر دو نفر به این باور برسند که به چیزی بیشتر از شایستگی خود رسیده اند . اگر چیزی را دوست داری ... بگذار برود اگر به سوی تو بازگشت واقعا می خواهد که مال تو باشد . عشق واقعی همچون زیارت است . وقتی اتفاق می افتد که بدون برنامه ریزی قبلی طلبیده شود ولی کمیاب است زیرا اکثر مردم برنامه ریزهای ماهری هستند . اگر بتوانم مانع شکستن یک قلب شوم ، زندگی ام بیهوده نبوده است . عشق را بشناس تا شادی را بشناسی . بدون عشق ، شادی وجود ندارد . زیبایی را با چشمانی زیبا بین می توان دید . دو نیمه ، شانس کمی دارند اما با پیوستن ... بله ، آن ها کامل می شوند ... اما پیوستن دو انسان کامل یعنی زیبایی ، یعنی عشق . دوری با عشق همان می کند که با با زبانه های آتش ، عشق کم مایه را خاموش می کند و عشق را شعله ور تر . علاج تمام کجروی ها ، نادانی ها و جنایت ها ... عشق است . هر چیز زیبا و جذاب خوب نیست ولی هر چیز خوبی ، زیباست . عشق ترکیبی از یک روح در قالب دو تن است . تحمل دوری خیلی چیزها برای من آسان است ، اما تحمل دوری تو نه . عشق ناپخته م یگوید : من تو را دوست دارم زیرا به تو نیاز دارم . عشق پخته می گوید : من به تو نیاز دارم زیرا دوستت دارم . هر کجا که عشق هست زندگی هست . جایی که ما به آن عشق می ورزیم خانه است . خانه ای که شاید پاهایمان آن را ترک کند ولی قلبمان هرگز . توانایی بیان اینکه چقدر کسی را دوست داری عشق است اما اندک عشق ، هیچ محدودیت و پشیمانی نمی شناسد . عشق فقط از سه حرف تشکیل شده که معانی بسیاری در پشت این حروف نهفته است . عشق زمانی واقعی است که از قلب انسان برخیزد نه زمانی که بر زبان جاری شود . تا زمانی که دل شکسته نشوی عشق را نخواهی آموخت . به ندای قلبت گوش کن ، زیرا از حقیقت آگاه است . در شب تاریک زندگی به تنهایی قدم می زنم ، تو شمع من هستی ، نور درخشان من ! عشق ورزیدن زمانی است که دیگر هیچ بهانه ای برای تنفر نداشته باشی. آهنگ ، ترانه ای بدون کلام است و مرگ ، زندگی ای بدون عشق . اگر واقعا عشق را یافتی ، به آن پرواز بده و رهایش کن . اگر خودش ماندن را انتخاب کرد ، به این معناست که عشق واقعی تو همان است . عشق غیر قابل پیش بینی است . نمی دانی چه زمانی خواهد آمد . عشق ، مهار ناشدنی است و همچنین کسی که در دام عشق گرفتار شده . عشق ، سازی است که نوای دوستی سر می دهد . اگر بعد از سال ها تو را ملاقات کنم ، چگونه باید به استقبال تو بیایم ؟ بودن یعنی عشق و عشق تو ، یعنی بودن . فروش عشق حقیقی هرگز آرام نخواهد گرفت . اگر بخواهید به قضاوت اشخاص بنشینید زمانی برای دوست داشتن انها نخواهید داشت. امروز تو را بیشتر از دیروز ولی کمتر از فردا دوست دارم. گر خودت را دوست نداشته باشی چگونه می توانی دیگران رادوست بداری؟ عشق حقیقی انجاست و به دنبال هیچ کسی نیست پس برو و ان را دریاب. هرچه بیشتر عاشق باشی هم بیشتر ازار می بینی و هم بیشتر لذت می بری. عشق مانند یک الا کلنگ پر فرازونشیب است.تورابه مسیر دیگر منحرف نخواهد کرد وبا تمام فرازو نشیب هایش به مقصد خواهد رساند. قلب یک زن اقیانوسی از رازهاست. با تو بودن مثل قدم زدن در صبحی بسیار روشن است بی گمان شور تعلق به انجا را دارم. عشق بسیار شبیه یک کرگدن است کوته نظر و عجول. اگر نتواند راهی پیدا کند ان را خواهد ساخت. وقتی مرد جوانی شکایت می کند که زنی قلب ندارد علامت مطمئنی است که ان زن قلبش را ربوده است. عشق مانند بیسکویت ترد است که اسان ساخته میشود و اسان میشکند. می توان در یک ان عاشق شد.رها شدن از عشق است که زمان می طلبد. عشق یعنی هیچگاه نگویی(پشیمانم). عشق همچون سنگ ثابت و همیشگی نیست بلکه همچون نان است که هر روز باید از نو ساخته شود. قبل از عاشق شدن بیاموز چگونه در برف بدوی بدون اینکه ردپایی از خود بر جای بگذاری. عشق-چگونه چنین کلام کوچکی معنایی چنان بزرگ دارد؟ کسانی که عشقی ورای دنیا دارند نمی توانند از ان جدا باشند. هرگز نمیرد انکه دلش زنده شد به عشق. وقتی کسی را دوست داری به او بگو فریاد بزن فورا و در همان لحظه بگو وگرنه تو را پشت سر خواهد گذاشت. معشوق کسی بودن یعنی زندگی برای همیشه در قلب او. عشق مانند جنگ است اسان شروع می شود و دشوار پایان می پذیرد. عشق حقیقی ابدی است. عشق...مانند شن روان است.اگر به ان چنگ بزنید از میان دستان شما خواهد لغزید. به ارامی پیمانه ای از ان بردارید تا روح شما را لبریز کند. همچنانکه شن در جستجوی پر کردن فضای خالی دستان شماست. تنها عشق من از تنها تنفرم پدید امده است. به من نگو چرا که همیشه ان را شنیده ام چیزهای زیادی برای نفرت وجود دارند ولی چیزهای بیشتری برای عاشق شدن. شهوت برخاسته از ذهن است عشق برخاسته از قلب و روح. عشق غذای روح است. عشق مانند پیتزا است وقتی خوب است واقعا خوب است وقتی که بد است باز هم تا حدودی خوب است. امروز عشق بورز تا هرگز دیروزت خالی نباشد. زمانی که مرا بوسیدی متولد شدم وقتی که مرا ترکم کردی مردم ودر دو هفته ای که مرا عاشقانه دوست داشتی زندگی کردم. من از عشق تو به چه چیزی خواهم رسید؟(( به عشق تو)) عشق واقعی را فقط می توان در چشمهای انسان عاشق دید. عشق نمی تواند حسد و غرور یا تشویش و نگرانی باشد عشق همان چیزی است که در اعماق قلب تو یافت می شود و اشتیاق کسی را دارد که قلب او نیز مشتاق توست. خدا عشق است. عشق عمل بی پایان بخشش است. یک نگاه محبت امیز که عادت می شود. با خودت و با عشق صادق باش. صدای یک بوسه به بلندای صدای گلوله ی توپ نیست اما انعکاس ان مدت زیادی باقی خواهد ماند.
از زمانی که تو را ملاقات کردم *ما*نسبت به * تو*یا* من* سحر امیز تر شده است. عشق لحظه ای است که تا ابد می ماند. بزرگترین درس زندگی را بیاموز عشق: فراموشی و بخشش. عشق هیچ خواسته ای جز براوردن حاجت خود ندارد. عشقی که برای مدت های طولانی در قلبت باقی مانده همان عشقی است که بازگشتی ندارد. از قلب خود پیروی کن تا هرگز پشیمان نشوی. شما یک زن را به خاطر زیبائیش دوست ندارید او زیباست زیرا شما دوستش دارید. عشق ابدی است ممکن است چهره ظاهری عشق تغییر یابد ولی جوهره ی وجودی ان هرگز. عشق یک پیمان است عشق یک یادگاری است یک بار ان را ببخش و فراموشش نکن و هرگزاجازه نده از بین برود. وقتی عشق و نفرت روح را خسته و وامانده کنند جسم به ندرت می تواند مدتی طولانی دوام بیاورد. عشق نزدیکترین چیز به نفرت است. عشق برای نادان عقل است و برای عاقل نادانی و حماقت. عشق زمانی است که برای شاد کردن معشوق احتیاجی به کلام نداشته باشی تنها لرزش قلب تو کافی است. عشق زمانی است که بیهوده گویی را متوقف کنی و بتوانی به اسانی سکوت کنی. زمانی که بتوانی فرزند متولد نشده ات را در میان بازوان او ببینی تو واقعا ان زن را دوست داری و عاشق او هستی. ارزش زندگی به زمان و پول نیست. بلکه به مقدار عشقی است که در طول زندگی مبادله شده. مهربانی در گفتار اعتماد می اورد. مهربانی در افکار باعث تعمق می شود. مهربانی در بخشش عشق می افریند. به باور من حقیقت عریان و بی شائبه و عشق بی قید و شرط اخرین کلام در عالم واقعی است. کسی که نمی تواند عشق بورزد راهی جز چاپلوسی و تملق ندارد. به یکدیگر عشق بورزید ولی عشق را به بند نکشید بگذارید دریایی مواج در میان سواحل روحتان باشد. پیمانه های یکدیگر را پر کنید اما از یک پیمانه ننوشید از نان خود به یکدیگر بدهید ولی از یک لقمه نخورید با هم بخوانید برقصید و شادمان باشید اما بگذارید هر کدام از شما خلوت خود را داشته باشید. هیچ اغازو پایانی نیست تنها اشتیاق بی حد زندگی است که وجود دارد. هرگز لبهایتان را بر روی کسی نبندید که دریچه ی قلبتان را برویش باز کرده اید. عشق به دو راهی نیاز ندارد من به عشق یک طرفه باور دارم چرا که عشق خداست و خداوند تمامی انسان ها را دوست دارد. خواهی نخواهی ما به عشق * او* باز خواهیم گشت. وقتی که احساس می کنید همه چیز از دست رفته است عشق خود را به هر قیمتی که شده نگه دارید. دوری قلبت را شیفته تر می سازد. عشق زندگی است و تو روشنایی زندگی من هستی. عشق مانند خورشید است حتی اگر به ان برسید گرمای ان شما را خواهد سوزاند. عشق می تواند در یک چشم بر هم زدن دنیایی را دگرگون سازد. بهشت انجایی است که قلب هست. وقتی تو با من هستی چیزی برای ترسیدن وجود ندارد. ما مانند بالهای فرشتگان هستیم با عشق خداوند به یکدیگر متصلیم. عشق من برای تو مانند زمان است اگر فقط لحظه ای صرف ان کنی تا ابد باقی خواهد ماند. و بخاطر بسپار چنانچه نوشته شده است...دوست داشتن دیگران دیدن چهره ی خداوند است. زندگی کن برای عشق و عاشق باش به خاطر زندگی. عشق زمانی وجود دارد...که دو نفر دوست ندارند جدای از هم باشند. ان ها می خواهند همه چیز را بین قلب هایشان قسمت کنند. عشق خون قلب است و شراب روح. عشق رویایی زیبا است. عاشق بودن یعنی بخشیدن تمامی وجودت به خاطر احساس خاصی که در اعماق قلبت وجود دارد. عشق شاد کردن است نه شاد بودن. به خاطر داشته باش ...عشق حلقه ای است که قلب ها را به هم پیوند می زند. وقتی غمگینم دلم برایت تنگ میشود. وقتی تنهایم دل تنگ تو می شوم. ولی بیشتر از همه وقتی خوشحالم دلم هوای تو را دارد. عشق از هر گل سرخی دلپذیرتر است. اما خارهای ان قلب تو را عمیق تر از هر خاری سوراخ می کند. عشق ابدی است و اگر نباشد عشق نیست. اگر موسیقی غذای عشق است پس بنواز. گاه با چشم هایمان عاشق می شویم و گاه با دست ه%D مرگ امواج!!! امضاء شناسي زيباترين قلب ياد بگيريم به ديگران قوت قلب بدهيم به اندازه فاصله زانو تا زمين پيرمرد با حيرت ميگه: اين امكان نداره! حتما" يه نفر ديگه پلنگ رو با تير زده! دكتر يه لبخند ميزنه و ميگه: دقيقا" منظور منم همين بود! روباه: خرگوش داري چيکار مي کني؟
|
| ||||||